
در اقتصاد، هیچ فاصلهای برای همیشه پایدار نمیماند؛ فاصله میان ارزش و قیمت نیز از این قاعده مستثنی نیست. امروز بازار سرمایه ایران دقیقاً در چنین نقطهای قرار گرفته است؛ بازاری که نه با واقعیتهای اقتصاد کلان همگام شده و نه افزایش ارزش اسمی داراییها و سودآوری بسیاری از شرکتها را در قیمت سهام خود منعکس کرده است.
ارزش دلاری بورس ایران اکنون در محدوده حدود ۹۳ میلیارد دلار برآورد میشود. این در حالی است که همین بازار در سال ۹۹ ارزشی نزدیک به ۴۰۰ میلیارد دلار را تجربه کرده بود. طبیعی است که بخشی از این کاهش، نتیجه افت ارزش پول ملی و جهش نرخ ارز باشد؛ اما همه واقعیت این نیست. طی این سالها شرکتهای متعددی وارد بورس و فرابورس شدهاند، ظرفیت تولید بسیاری از بنگاهها افزایش یافته و ارزش جایگزینی دارایی شرکتها چندین برابر شده است، اما قیمت سهام نتوانسته متناسب با این تحولات رشد کند و در بسیاری از نمادها حتی از اوجهای گذشته نیز فاصله گرفته است.
به بیان دیگر، بازار سرمایه نهتنها رشد نکرده، بلکه از اقتصاد عقب مانده است. این عقبماندگی را میتوان در نسبت قیمت به درآمد بازار نیز مشاهده کرد. نسبت P/E حدود ۶.۷ واحدی در اقتصادی که سالها با تورمهای بالا، رشد نرخ ارز و افزایش مستمر قیمت داراییها مواجه بوده، از آن حکایت دارد که بازار بیش از آنکه گرفتار گرانبودن باشد، از کمبود تقاضا و ضعف انتظارات رنج میبرد.
در واقع، سرمایهگذاران امروز سهام شرکتها را با نگاهی میفروشند که گویی اقتصاد ایران در آستانه رکود عمیق قرار دارد، در حالی که متغیرهای پولی و اسمی اقتصاد روایت دیگری دارند.
در همین مدت، نرخ ارز مسیر طبیعی خود را پیموده است. هر بار که سیاستگذار کوشیده قیمتها را از واقعیتهای اقتصادی جدا کند، در نهایت بازار آزاد خود را با تورم، رشد نقدینگی و کاهش ارزش پول ملی تطبیق داده است. این روند تنها یک پیام دارد؛ داراییهایی که از این تعدیل عقب بمانند، دیر یا زود ناچار به جبران این فاصله خواهند شد.
از سوی دیگر، رفتار سرمایهگذاران نیز تغییر کرده است. در سالهای اخیر، به جای آنکه نقدینگی به سمت سرمایهگذاری مولد حرکت کند، بخش عمدهای از آن روانه کالاهای بادوام و بازارهایی مانند طلا، ارز، خودرو و مسکن شده است. هدف این …








